شاید یه روزی خوندی..

امروز ۲۷ مهر ۱۴۰۳
حالا که درگیر ادمی شدم که روانمو نابود کرده خیلی ارومتر از همیشه م.ولی اندازه خودم تو رو مقصر نمیدونم.
من شاید دختری هستم که خیلی به تاریخ  و روزا فکر میکنم. پنج سال و پنج ماه و بیست روز از اردیبهشت ۹۸ گذشته. 
پنج سالی که میتونستیم خیلی خوب باشیم.
من هر روز بهش فکر میکنم.
حالم بهتر بشه میام هر چقدر از این مدت یادمه میگم.
من هنوزم بغض میکنم بخاطرت.مثل الان.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بلاگ 9 ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.